قلم اینجا تنهاست ...
قلمی بی یار که برای غربت غریبه های این عصر می نگارد
سلامی دوباره.دوباره توفیق داشتیم در خدمت دوستان باشیم به گلها بگویید به اشک ژاله رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران دیگر نمی خندد. یکی از وبلاگ نویسان دعوت کردند به نوشتن درباره ی اینکه "از کدوم داستان کربلا راوی: یکی از نزدیکان امام رضا علیهالسلام مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید». امام رضا علیهالسلام فرمودند: «خوش آمدی!» ـ «ببخشید که دیروقت رسیدم. بیپناهبودن مرا امام لبخندی زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرونشست و شعلهاش عاشقان آقا همه چشم به راه رسیدن سو سوی نور رحمتند با سلام ای آقا ! شبتان مهتابی ؛ کوچه ها منتظرند ، دشت ها حوصله ی سبزه ندارند دگر تو کجایی آقا...!؟ گرچه بین مائی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : سلام .." اینجا را خانه دوم نامیدیم "...
و شرمنده ایم از تاخیر طولانی.با سپاس از دوستانی که بی توقع
سر زدند.دنیاست دیگه مشغولیت های خاص خودشو داره و ما هم
انسانیم و درگیر دنیای دنی.گفتم دنیا یاد سخن دوست افتادم که
میفرماید:خلق الانسان عجولا... خلق الانسان منوعا و چندین خلق
الانسان هایی که همشون مشغول دنیا هستن.چرا با اینکه آدمها
میدونن دنیا فانیه و جای ابدی نیست و مکان پستیه چرا اینقدر
سرمایه گذاری میکنن؟ویلا و هتل و خونه های 1000 متری با سونا
و جکوزی و ماشینای مدل بالا و خلاصه یه زندگی پر از پولی که به قول
خود ما آدما چرک کف دسته... .چرا موقع حرف زدن از قناعت . اسراف
یه منبر حرف داریم اما موقع عمل...!!!
به نظرتون چطور میشه حرف و عملون یکی باشه؟

بیشتر پند میگیرید؟" توی داستان کربلا چیزی که کم نیست پندهای زیر و رو کنه،
پندهای کافر مسلمان کن!!! همشون پربارن.اما دو تا حرف عاشقانه از قول دو پاک
سرشت ، از همه ی حرفها توی اون حادثه ی عظیم بیشتر دلمو زیر و رو میکنه. خیلی
هم برای اهل دل آشناست.اولیش زمانی بود که امام حسین (ع)،پسرش علی اصغر رو
بالای دست گرفت برای گرفتن جرعه ای آب، که دریغ شد!! بعد از اینکه تیر حرمله به
گلوی علی اصغر اصابت کرد، حضرت دستش رو زیر گلوی پسرش گرفت تا اینکه از خون پر
شد و اون خون رو به آسمون پاشید و فرمود: "همه ی این مصایب بر من آسان است،
زیرا خداوند می بیند" __ هَونٌ علیّ ما نزل بی ،اَنّه بعین الله __ اما دومیش وقتی بود
که ماجرای عاشورا تموم شده بود. ابن زیاد در قصرش از حضرت زینب (س) سوالی کرد
به این ترتیب :کار خدا را با برادرت و اهل بیت خود چگونه دیدی؟! خانوم فرمودن:"چیزی
جز خوبی و زیبایی ندیدم.اینان گروهی بودند که خداوند شهادت را برایشان تقدیر کرده
بود، پس آنها بسوی جایگاه ابدی خویش شتافته و جای گرفتند، و به زودی خداوند بین تو
و ایشان داوری خواهد کرد تا تو را محاکمه کند، بنگر تا در آن محاکمه پیروزی از آن که
خواهد بود؟!ای پسر مرجانه! مادرت به عزایت بنشیند" __ ما رأیتُ الا جمیلاً __ نکته ی
لطیف این دو در عشقبازی بنده با خالقشه : در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار /
کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش / پیش چشم تو بمیرم که بدان بیماری / می
کند درد مرا از رخ زیبای تو خوش
*اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
و آخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و
بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعاً
مجبورکرد که دراین وقت شب، مزاحم شما شوم».
ما خانوادهای میهماندوست هستیم».
آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد،
اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پرکرد.
مرد گفت: «شرمندهام! کاش اینقدر شما را به زحمت نمیانداختم».
امام در حالی که با تکه پارچهای، روغن را از دستش پاک میکرد، فرمودند:
«ماخانوادهای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».
اما کی یقین توان کرد اگر انوار رحمت ایشان نبود هیچ یک از
ما تا به اینجا یارای تحمل تمام ظلم نبودیم.همین که رهبرمان
سلامت اند و سرحال یعنی فرزند زهرا(س) لحظه لحظه بر ما می تابد.
روز میلاد شما در پیش است...
عرض تبریک آقا ! و کمی بیتابی ... چشم عالم به دقایق نگران خواهد شد!
پس چرا دیر آقا ؟!...
ای نفس ها به فدای کف نعلین شما!...
اندکی تند قدم بردارید ...
خاک نعلین شما سرمهی چشمان من است ،
سال و ماهی است بدنبال شما،
چشم گریان دارم
نفس باد صبا در پی دیدار شما
خسته جان است دگر ...
رودها از نفس افتادهاند ؛
بس پی چهرهی محزون شما ،
همچو موجی مجنون... سر ز کف دادهاند ...
بادها؛ با صدایی نالان... "عجل الله فرج" میخوانند ...
بس که سرگردانند...
ولی ای آقا جان... تو چقدر تنهایی!!!
کی شود بازآیی ؟ ..
------------------------------------------------------
پ.ن 1 / میلاد آقای منتظران حضرت مهدی (عج) بر همگی مبارک
پ.ن 2 / شاعر متن : یاسر خانجان
پ.ن 3 / ما همونطور که در غیبت موثریم در ظهور هم موثریم ..!!
هم دعا کنیم و هم "منتظر" باشیم !
پ.ن 4 /
آیت الله وحید خراسانی فرمودند:
اعمال زیر را در شب نیمه شعبان انجام دهید و دیگران را هم آگاه کنید
که در صورت عدم اهتمام در آگاه کردن دیگران برای شما یوم الحسرة خواهد بود
1-قرائت سوره یس و هدیه آن به امام عصر(عج)
2-زیارت آل یس
3-دعای فرح رأس ساعت 11 شب
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
و اجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
إن الحسین باب من أبواب الجنة
بی گمان حسین دری از درهای بهشت است
احقاق الحق 9/202
عید میلادش مبارکــ ...
سه گل روییده اندر باغ احساس؛ گل سوسن گل لاله گل یاس
گل اول که ماه عالمین است
عزیز فاطمه نامش حسین است
گل دوم نگر غرق است در فضل
امید مرتضی نامش ابالفضل
گل سوم گل میعاد باشد
امام چارمین سجاد باشد
-----------------------------------------------------
/اعیاد شعبانیه بر تمامی شیعیان مبارک
/اگر یادتان بود و باران گرفت؛ دعایی به حال بیابان کنید
گفتیم خودی بتکانیم و غباری برگیریم!
خیلی وقت بود به فکر نقل و انتقال بودیم، قسمت این بود ؛
که در خانه دوم قلم دست بگیریم و سال نو را ش.ا.د باش گوییم
چرا ش.ا.د ؟!
آخر شادی وقتی شادی است که دل شاد باشد ...
خودت گفتی که وعده در بهار است
بهار آمد دلم در انتظار است
بهار هرکسی عید است و نوروز
بهار عاشقان دیدار یار است ..
به امید ظهور بهار عاشقان
با آرزوی سلامتی، موفقیت و برکت برای همه
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
-------------------------------------------------------
/ أحسن الحال نصیبتان باد !
| Design By : Pichak |

